تبليغاتX
"سخن گاه"
"روزان نوشت"

داش محمود !

از آنجا که در باب ((هدفمند کردن یارانه ها)) و احتمال فشار بر مردم فرموده اید :کی گفته قراره فشار بیاد؟ لازم است متذکر شویم اگر حرف شما درست از آب نیاید و فشار بیاید ممکن است همین جماعت معقولی که به ریش سبزک ها می خندند و تئاتر خیابانی جنبش سبز در روز قدس و 13 آبان را به ریشخند می گیرند جنبش هدفمند شدن مسئولین را راه بیندازند و یک وقتی ببینید که دارد به شما فشار می آید ...

+ ؛  یکشنبه هفدهم آبان 1388، 23  - محیا  | 

خواهی که شوی همی موفق

پس گوش به من نما درنگی

 

اول که حذر نما ز قلدر

مردی که به دست او تفنگی

 

دوم که مرو پی کسی چون

هرکس بفریبدت به رنگی

 

گفتم که به رنگ شان نیا در

ای بوالهوسا ! مگر مشنگی؟

 

تسلیم مشو اگر به دریا

آهنگ تو را کند نهنگی

 

ماییم و جهان اگر چه دشمن

در مشت گره اگر چه سنگی

 

روباه هنوز هم فریبد

چه بال و دمی ، عجب قشنگی !

+ ؛  شنبه هجدهم مهر 1388، 12  - محیا  | 

ملتی را که ناخوش احوالند

چون منی در کمین انزالند

 

ملتی را که بیخودی هرجا

به کژی های خویش می بالند

 

ملتی را که نیم بی کارند

نیم دیگر ز صنف دلالند

 

ملتی را که جز به زیر لحاف

حق نگویند و جملگی لالند

 

گر بیفتند فایده ندهند

همچو افتاده میوه کالند

 

کمترین فحش لایق آنها

اینکه یک مشت الاغ حمالند

 

همچو سنگند بی تکان و به جا

ملتمس از نبی و از آلند

 

روی خوبان به خال ، زیبا تر

گرچه باشد ، نه این چنین حالند

 

صاف افتاده اند روی دماغ

خال بی جا ، نخاله خالند

 

همچو مرغند ؛ بال و پر دارند،

تر زننده به فلسفه یْ ، بالند

 

ملتی که به خویش در مانده

از مشنگی خویش می نالند

 

گاه نرمی چو روده یوبسند

گاه سختی ، تِرینه اسهالند

 

کارشان "پس روی" و درجایی

پارشان به ز آن چه امسالند

 

تا  تاسی به عقلشان نکنند

معتصم بر طناب رمالند

 

گر کسی از سبیل استثنا

زان میان خوبکند و باحالند؛

 

یا کُشند ش و یا کشند او را

در زی خود ؛ به سان حلالند

 

دین شان درهم است و دیناری

عبد ناچیز معبد مالند

 

جای رفع سیاهی کردار

ماست ها روی کرده می مالند

 

راست ها با چپان شان جنگند

لیک هر دو مواضعی مالند

 

درس ناخوانده در بر ابلیس

اوستاد دکان اضلالند

 

از دیار از جهنم اینان

پا به دو ، در فرار، ابدالند

 

ذوالجلال از نفاقشان شاکی

گرچه اسما جلال و اسمالند

 

گرچه در خوردنند مشروحاً

مختصر در تلاش و اجمالند

 

رای ناداده و بنگرفته

شاکی و مدعیّ ابطالند

 

مغزشان گر مرخص است اما

روز و شب در تداوم قالند

 

گرچه هم مفلسنند و بی پولند

لیک بس مستعد اهمالند

 

بهر حق جملگی زبان بسته

یاوه گویند و هم دهان گالند

 

ناله زن از ستم و عمالش

ظالمان را نصیر و عمالند

 

الغرض این خسان بی عرضه

از بد خود چنین بد اقبالند

 

+ ؛  شنبه چهارم مهر 1388، 1  - محیا  | 

بر اساس گزارش تیم سه نفره تحقیق درباره اتهامات کروبی به نظام اعلام شد:

 

هیچ کس کرده نشده است . مدرک دارید نشان بدهید !

+ ؛  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388، 6  - محیا  | 

با توچه به قضایای پیش آمده در انتخابات اخیر که کلا روی چهره نظام قضای حاجت شد پیشنهاد می کنیم ابتدا از هر کدام از داوطلبین (کاندیداها) در دوره های بعدی انتخابات تست های مختلف روانشناسی از قبیل (خود بزرگ بینی) ، (خود پیروز بینی) ، (عقده حقارت و ریاست)،( کوررنگی سیاسی ) و (کم حافظه گی تاریخی ) به عمل آید .

ضمنا مسئولین محترمی که کارشان تایید و رد صلاحیت هاست هنگام انجام این عمل ، از هر «عمل» دیگری که به پریشانی «روان» این بزرگواران و راه یافتن صنف ابنه ای ها به صف کاندیداها منجر می شود خود داری نمایند .

با تشکر

 

+ ؛  سه شنبه دهم شهریور 1388، 1  - محیا  | 

 

با عرض سلام خدمت دهیار عزیز( کخ)(1)

امیدوارم حال شما و دیگر صاحبان ده  که ما به یمن وجود شما در دهات نفس می کشیم خوب باشد . شنیدم آن جناب ضمن حضور در یکی از مراکز پخش جریده روستا به ایرد انتقاداتی از این چند برگ پاره پرداخته اید که موجبات تالم و تاثر خاطر ما را فراهم آورد.

باور کنید از زمانی که متوجه شدیم آن جناب به دیده چپ –چپ به جریده مان می نگرید دست و دلمان  و هیچ جای دیگرمان به کار نمی رود

چند بار مصمم شدیم بیاییم خدمتتان تا حضوری علت تکدر خاطر را جویا شویم ولی مگر رویمان می شود (2) ؟

آخر سر به این نتیجه رسیدیم که در اوراق این جریده ، تورقی کنیم ؛شاید سبب خشم آن جناب را خودمان بیابیم و با اصلاح آن رضایت دل آن عزیز دل را به دست آوریم نتیجه این تحقیق و تفحص بدین نتایج انجامید که در قالب چند بند اعتراف گونه به محضر حضرتعالی تقدیم می شود باشد گناه این حقیر و دیگر دست اندر کاران جریده تخفیف یافته و دل شما و دیگر دلسوخته گان خنک شود(3)

 

یکم- اعتراف مینماییم نویسندگان این جریده برخلاف همه هنجارهای بین المللی شناخته شده ابتداءً از دهیاران سختکوش برای نفس کشیدن و دیگر فعالیت های فرهنگی  اجازه نگرفته و بطور غیر قانونی اکسیژن ده را صرف تولید دی اکسید کربن و دیگر اقلام مضله فرهنگی نموده اند

دوم – اعتراف می کنیم مسئولین این جریده مبالغی را تحت عنوان جعلی کمک به کار فرهنگی از مشترکین اخذ نموده و به جای صرف در امور فرهنگی همچون چراغانی کردن و دادار و دودور راه انداختن و قر دادن و اطوار ریختن ، این مبالغ را در سیاه کردن برگه های سفید –سیاه نمایی – و در آوردن نشریه اینچنانی مصرف نموده اند

سوم – دوستان ! لازم به ذکر است برخی مبالغی را که قول داده بودید چند وقتی است نرسیده ؛ بجنبید (4)

چهارم – اعتراف می کنیم در انتشار اخبار ده و خدمات دهیاران خدمتگزار ، کوشش لازم را نکرده ایم خدماتی که به اعتراف آگاهان بین المللی در طول تاریخ بشریت در این دهات بی سابقه بوده است

چهارم- اعتراف میکنیم آگاهان بین المللی دروغ می گویند

پنجم – اعتراف می کنیم تیم گرداننده نشریه از ابزارهایی همچون خودکار و کاغذ و عقل و فکر و مشورت و چشم باز و گوش شنوا و زبان گویا جهت براندازی نرم دهیاران خدوم کمک گرفته اند.

ششم- اعتراف می کنیم دهات و حومه آن و هر چه در آن هست ارث پدری دهیاران محترم بوده و ما تازه دوساعت و نیم است که به این مطلب واقف شده ایم

هفتم – اعتراف می کنیم مجوز فعالیتمان را به جای آنکه از دهیاران سختکوش بگیریم از مقامات مربوطه و ذی صلاح دریافت نموده ایم و تازه نشان شان هم نداده ایم ...

هشتم – مورد هشتم تا دهم را سفید می گذاریم تا دهیاران عزیز طبق نظر و میل خودشان پر کنند . چشم بسته قبول داریم

یازدهم – زیاده عرضی نیست . زت زیاد

 

ــــــپاورقیـــــــ:

 

1) کخ به ضم کاف و سکون خ مخفف (کدخدای سابق) می باشد.

2) ما هم حساس ...

3) در نسخه بمبئی آمده : و .... شما و دیگر ....سوخته گان خنک شود

4) این بخش را با دهیار محترم نبودیم .حرف درگوش مان بود با مشترکین مجله !

+ ؛  یکشنبه هشتم شهریور 1388، 23  - محیا  | 


ادامه
+ ؛  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388، 17  - محیا  | 

تا به حال فکر می کردم قدرت طلبان به جان هم افتاده اند ولی گویا حالا یکی می گوید نظام " کننده " است و آن دیگری در مقام دفاع می فرماید نه تنها نظام نمی کند بلکه تا به حال بسیار هم نظام را "نموده اند ".

حالا در این تخاصم میان ...ـــــــــــــــــونی ها آن چیزی که بیشتر نموده شده دهان ملت همیشه در صحنه است که نه پیروزی این برایش آبی دارد و نه شکست آن .

قصه :

می گویند یکی می خواست پسرش را بفرستد برای آموزش خوانندگی . پسرک محجوب و کمرو بود . استاد به پدرش گفت : بسپارش به یکی تا یکی – دوبار او را بـــ....ــــند تا این خجالتش برطرف شود .

پدر هم " کننده " ای پیدا کرد و پسرک را به دست او سپرد . طرف هم وجدان کاری داشت و چندین بار و به دفعات ترتیب پسرک را داد .

سپس پدر و پسر دوباره نزد استاد رفتند ولی استاد چون نشانه های ریختن حیا و شدت قباحت را در پسرک دید به پدرش گفت : گفته بودم یکی – دو بار ! نه به دفعات . این دیگر به درد خوانندگی نمی خورد . او را ببر که با این رویی که پیدا کرده قطعا از مسئولین درجه یک دهاتتتان و دبیر کل یکی از احزاب اصلاح طلب روستا خواهد شد.

+ ؛  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388، 1  - محیا  | 

چند سوال و چند جواب

 

1-روز آنلاین از برخی مسئولان که در تنفیذ ریاست جمهوری شرکت نکرده بودند به عنوان ( بزرگان ) یاد کرده است . روز آنلاین چگونه به این نتیجه رسید ؟

 

جواب : اصولا روزآنلاین متخصص تشخیص کوچکی و بزرگی چیزهای مختلف ست

 

2- به جز بزرگانی که روز آنلاین از نیامدن آنها سخن رانده است چه بزرگان دیگری در مراسم تنفیذ شرکت نکردند؟

 

جواب : عموجغد شاخ دار – پرنس جان – نیش نیش – پدر پسر شجاع – پسر پدر شجاع – سندباد ( بدلیل شباهت عمامه اش با برخی بزرگان)- خرس مهربون – شرک

 

3- به نظر شما چرا الف نون به جای دست میم میم ره شانه ایشان را بوسید ؟

 

جواب : چو دست معظم له فعلا یک جایی از بر و بچه های روزآنلاین را گرفته و نفس شان را بند آورده ول کن هم نیست

 

4- با ورزشکاران و هنرمندانی که در مراسم تنفیذ شرکت کردند چه برخوردی باید داشت ؟

 

جواب : برادران و خواهران یاد شده بدلیل واقع بینی نیاز به قرص های آرام بخش ندارند می توان سهمیه قرص آنها را به بازندگان متوهم و دست اندرپایان روزآنلاین اهدا نمود .

 

+ ؛  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388، 1  - محیا  | 

الف نون : رابطه من و ( میم میم  ره)  از

 

1-     اول هم خوب نبود

2-     اساس صحت نداره

3-     نوع پدر و فرزند ه

 

در نظام مقدس ما زندان جای

 

1-     یی است که ظرف بیست روز منافق مزدور را به عارف فنا شده فی الله تبدیل می کند

2-     یی ندارد

3-     یی است که عوارض مننژیت خود را نشان می دهند

4-     کسی را می سوزاند تا جای کس دیگری حال بیاید

+ ؛  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388، 2  - محیا  |